|
سیاسی - اجتماعی
|
گفت که دنیا مانند آهو است هر وقت دنبالش کنی چنان دیوانه وار فرار می کند که انگار می خواهی تمام هستیش را از او بگیری غافل از اینکه میخواهی فقط نازش کنی و از ناز کردنش لذت ببری همین. انگار نوبرش را آورده اصلا اینقدر صف کشیدند که من نازشان کنم تو که باشی که دنبال تو بدوم.
بازهم حکایت عجیبی دارد این انسان و عزم های او هر وقت که خواسته باشد بدون در نظر گرفتن خدا کاری کند بالاخره یک جا مصداق حدیث حضرت می شود که فرمود عرفت الله بفسخ العزائم خدا را شناختم به باطل کردن عزمها.
از همه جالبتر اینکه هر وقت که خواستی کسی را خیلی دوست بداری بیشترین نامهربانی ها را از همان شخص می بینی هر چه بیشتر دوست داشته باشی بیشتر سخت میگذرد . نمیدانم اشکال در مجنونها است یا لیلی ها . معلوم نیست مجنون حساسیتش بالا رفته که با کوچکترین بی مهری می رنجد یا لیلی انتظارش بالا رفته که هی ناز مکند و کرشمه می ریزد.
به هر حال هر وقت سر کوی محبت خدا نشستی یکه لیلی ای است که هر چه بیشتر بدنبالش بدوی بیشتر بدنبالت می آید و هر چه سریعتر بدوی سریعتر به دنبالت می دود هر بیشتر دوستش بداری کمتر انتظار دارد و ... .
و چه ناشکر و ناسپاس است این انسان....
و این داستان ادامه دارد....
پی نوشت :
این را برای کسی نوشتم که خیلی دوستش داشتم و دارم . گفت چرا برایم نمی نویسی نوشتم و امیدوارم فکر نکند که در کنارش نیستم به یادش نیستم کل دهه محرم بیادش بودم ولی نمی دانم چرا نتوانستم ببینمش. شاید باز ترسیدم که حکایت همان حکایت آهو باشد.
کاملا بر موضع خودم پا فشاری کردم تا سرسختترین مشخص بشه . مشخص شد . گفتم چرا این حرف رو میزنی که نیاز نیست کمک کنیم. جواب همان جوابهای احساسی و تکراری همیشگی. جوونای ما بیکارند! ما خودمون نیاز داریم! جوونای ما دارن نابود میشن! و ....
وقتی کیس مورد نظر پیدا شد گفتم خوب شما برو یک تحقیق در مورد صهیونیست برام بیار و نتیجش چند نمره فعالیت کلاسی برای شما.
هفته بعد گفتم چی شد؟ گفت آقا خیلی حالم بده گفتم چرا؟ گفت یک سری عکس ها و اطلاعاتی به دست آوردم که خیلی ناراحت کننده بود! گفتم چی شد؟ حالا باید کمک بکنیم یا نه؟ گفت: استاد کمک کنیم! گفتم جوونای ما چی میشن ؟ با حالتی خاص سرش را پایین انداخت و حرفی نزد؟
گفتم هم حرف اون روزت احساسی بود و هم حرف الانت برو ریشه ای به مساله نگاه کن.
پی نوشت:
۱- گفتم اینکه میگن کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا یعنی همیشه باطل و حق در جنگند و همیشه یک طرف غالب . طرف مغلوب هم همیشه سوار بر احساسه. البته اشتباه نکنیم طرف پیروز کربلا حسین بود و طرف مغلوب یزید و عبیدالله بن زیاد و عمر سعد و شمر و مردم کوفه نشانیش هم رو برید همین روزها تو خیابانها مساجد حسینیه ها و تکیه های حسینی دنیا ببینید.
۲-چقدر قشنگ هست وقتی با دست عقل بر سینه احساس میزنی مثل عباس حسین علیهما السلام بی خود نیست که فرمود روز محشر همه به شهدا غبطه می خورند و شهدا به عباس
البته سعی می کردم کم و بیش به صفحاتی که دوستان خوبم در اینترنت رقم می زنند سر بزنم و مطالعه کنم و لذت ببرم.
چند بار به خاطر موضوعات مختلف آمدیم بنویسیم که باز هم نشد.
اما الان به خاطر اینکه یکی از دوستان خوبم در یکی از پست های خودش طعنه ای به حقیر زده بر آن شده تا حداقل توضیحی خلاصه در حدی که دوست خوبم بداند ما سر می زنیم و مطالعه می کنیم داده باشم.
دوست خوبم میر نصر در یکی از پست های وبلاگ خوبش به یکی از پست های وبلاگم طعنه زده است و....
برادر عزیز و سیدم که ارادت دوچندان من به شما به خاطر سیادت شما می باشد همانطور که بارها عرض کردم و باز هم عرض می کنم بنده و شما اصول موضوعه مشترک در مباحث نداریم لذا شاید در برخی موارد درک درستی از نگرش و نگاه ها نداشته باشیم اگر بخواهیم بحث ها نتیجه بدهد باید بر سر اصول موضوعه بحث کنیم نه معلول های آن اصول موضوعه چون اصلا نتیجه نخواهد داد.
میر نصر عزیز نگاه من به احمدی نژاد به عنوان یک کاندیداتوری که مورد پسند است و باید به او رای بدهم فکر کنم متفاوت از نگاه شما باشد. نگاه من اصلا حزبی از نوع غربی نیست که تا وقتی گند کاری یک سیاستمدار هم حزبی رو نشده لاپوشانی کنم و حرف نزنم نه خیر اگر قرار بر این باشد، باید حضرت امیر چهار انگشت آن یار قدیمی را قطع نمی کرد چون هم حزب او بوده است. اگر من از احمدی نژاد دفاع می کردم و هنوز هم می کنم به خاطر مشائی و امثال آن و بعضی از گند کاری های احمدی نژاد نبوده من احمدی نژاد را یک لیوان می بینم که نیمه پر و نیمه خالی دارد و حساب هر قسمتش جداست.
من در ایام انتخابات هم هرگز روی خوش به خیلی از خطاهای احمدی نژاد نشان ندادم و بازم نمی دهم اگر به او رای دادم به نظرم رسید که نیمه پرش در دنیای من بیشتر از نیمه پر دیگر کاندیداها بوده است.
به نظرم می رسید که افکارش با مولایمان نزدیک تر است که در خطبه های نماز جمعه هم تایید شد. من به خاطر استکبار ستیزی ، مردمداری و یا به قول شما پوپولیستی بودنش، به خاطر ساده زیستی و اشرافی نبودنش، و به خاطر کوتاه نیامدنش در مقابل زورگویان به او رای دادم و اگر باز هم برگردیم به ایام انتخابات 22 خرداد و حکایت همان حکایت باشد بدان حتما روی برگه رای من چیزی به جزء احمدی نژاد نخواهی خواند.
و اما اشتباهات احمدی نژاد هم سر جای خودش ما هم اشکال داریم و اتفاقا دادها و ناله ها همه از جانب ماست و نگرانی ها همه از جانب ماست و گرنه کسی از مخالفان ایشان که دم بر نیاورد همه مشغول کف و سوت بودند در مقابل اشتباه رئیس جمهور خطاکار ما.
حرف آخر اینکه ما به برخی از تفکرات احمدی نژاد رای دادیم و نه به شخصش. باید میزان حق باشد نه افراد فقط یک نفر در طول تاریخ بود که حق بوده و میزان حق «علی مع الحق و الحق مع علی» بقیه افراد را باید با میزان حق شناخت.
ما که برای خوشگلی احمدی نژاد بهش رای ندادیم که اگر اینطور بود باید به شیخ بی سواد کروبی رای می دادیم!!!!!!!!!!!
ما که برای جو گیر شدن احمدی نژاد بهش رای ندادیم و گرنه باید به سید جو گرفته موسوی رای می دادیم!!!!!!!!
و یا به خاطر روی خندانش به او رای ندادیم که اگر اینطور بود باید دنبال سید خندان خاتمی دلاور می دویدیم!!!!!
حرف آخر اینکه بحث ما در اصل نظام بود و عاشورا آنجاست نه احمدی نژاد. احمدی نژاد هم مانند رییسان دیگر که به قول رهبری همه نوکر مردمند و باید خدمت کنند و بروند آنچه باید بماند نظام است و آرمانهای آن که برای آن 300000 شهید دادیم.
و اگر قرار بر این است که به این آرمانها توسط یک عده مزدور و یا آدم های نفهمی که مترسک خیمه شب بازی غربی ها شده اند آسیبی برسد اگر قابل هدایت نبودند تکلیف معین است و طومارشان در هم پیچیده خواهد شد.
اگر قرار بر این است که در مقابل ولایت فقیه که از اصول اساسی مکتب ماست بایستند و جفتک بیندازند رگ غیرت ما به قول شما متورم خواهد شد و کفن خواهیم پوشید و با کمال میل جان ناقابل را تقدیم خواهیم کرد جانی که در مقابل جانهای شهدای ما کمترین است و بی ارزش . حال همه دنیا این مساله را بپذیرند و یا نپذیرند.
اگر به حرف خیلی از جوانان به ظاهر روشنفکر امروزی بود امام حسین علیه السلام هم باید با یزید کنار می آمد و پول و پله ای به هم می زد و دو روز دنیا رو عشق و حال می کرد.
نگرش ما عاشورایی و حسینی است برادر عزیزم چه تو خوشت بیاید و چه نیاید.
مکتب و پا فشاری روی آن خون می خواهد که حتی تئوریسین های اصلاح طلب هم با همه نادانیشان به آن رسیدند.
پس:
ما منتظریم تا محرم گردد
هنگامه امتحان میسرگردد
ما می دانیم و تیغ و حلقوم شما
یک مو ز سر علی اگر کم گردد